خرید بک لینک
مدتی هست از همهی دراماهای موجود دور شدم. برای چند روزی اومدم پیش پدر و مادرم و mean girls (آرات اینا) نمیتونن کاری باهام داشته باشند. خلاصه که برای مدت کوتاهی با آرامش دارم زندگی میکنم.با دوستام که

برچسب: نویسنده: پویان پورحسین تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:56

دیروز داشتم با دوستای باقیموندهام صحبت میکردم. اونا دور هم جمع شده بودند که گیم آف ترونز ببینند و به من زنگ زدن که بگن جام خالیه! خلاصه کلی صحبت کردیم و خندیدیم...بعد که تموم شد رفتم پیش مامانم و د

برچسب: نویسنده: پویان پورحسین تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:56

من ۱۸ سال خونهی پدریم، ۷ سال خوابگاه دانشجویی و ۲ سال مستقل زندگی کردم. الان میتونم به سه شهر مختلف بگم 《خونه》 و توی هر کدومشون یک قسمت از قلبم رو جا گذاشتم. :(

برچسب: نویسنده: پویان پورحسین تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:56

پایان ویزا!

من برگشتم به خونهی سومم و برای مدتی اینجا خواهم موند. پا قدم خوبی داشتم! آرات که از راه دور تا فهمید من اومدم حالش بد شد... :))))
ولی برای خودم ورودم با آرامش همراه بود و امیدوارم در ادامه هم همین بمونه :)

برچسب: نویسنده: پویان پورحسین تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:56

۱۳ دلیل که چرا؟

اسم سریالی هست که از دیروز شروع کردم به دیدن و بیش از حد من رو یاد داستانهای mean girls میاندازه. کارهایی که آرات با من کرده و اتفاقهایی که تو این مدت برام افتادند. راستش از وقتی برگشتم هنوز فرصتی نبوده که آرات بخواد کاری در حق من انجام بده اما انگار با برگشتنم همهی اتفاقات گذشته زنده شدند...

البته از حق نگذریم که اطلاعات جدیدی هم به دست آوردم. اینکه آرات عمدا اینکارها رو کرده و هیچ وقت سهوی نبوده. چیزی که از تصور من هم خارج هست...

برچسب: نویسنده: پویان پورحسین تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:56

تا امروز صبح آخرین گاردم رو نگه داشته بودم. فکر میکردم قوی شدم. فکر میکردم گاردم رو خوب نگه داشتم ولی صبح همخونهام بهم داستان جدیدی گفت.این دفعه آرات نبود. آراز بود. وقتی پشت سر یک نفر میشینی و ب

برچسب: نویسنده: پویان پورحسین تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:56

دلم خواست تعریف, کنم! معمولا تو جمع آدم کم حرفی هستم و بدتر از اون تو ارتباطات دو نفرهام هست، تقریبا هیچوقت نتونستم بگم تو ذهنم چی دارم و رفتارام از چیا ناشی میشن ...جدیدا دیدن سریال how I met your m

برچسب: نویسنده: پویان پورحسین تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:56

یه پادکستی پیدا کردم به اسم رادیو مرز. یکی از قسمتهاش به اسم «غیر تهرانی» هست و در مورد تجربهی آدمهایی عه که از شهرهای دیگه به تهران مهاجر,ت کردند. از تجربه شخصیم بخوام بگم منم دو بار تو زندگیام مه

برچسب: نویسنده: پویان پورحسین تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:56

صفحه بندی